مرزبان ...

نفس از خنده ترک خورد و دل از سرخی دیده

چه کسی لحن تو را خواند؟ چه کس از سیب رمیده؟

سیب دندانزده افتاد ... عاقبت زخمی دل شد

نفس از خنده برآمد ... سرخ ناکامی دل شد

گام مهتاب برون جست ... از لب حوض نگاهت

که همان قسمت عشق است ... سیب هایی که حرام است!!!

----------------------------------------------------

پ.ن: باید بیدار شوم ... دست به چشم هایم نکش !

 

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

بزن به افتخارشششش[دست]کامنت گذاشته با آدرسشششش[دست]

زهره

تا باشه ازین یه جوری شدنا،اینجوری شدنا[نیشخند]

شعیب صفری

سلام اون پست اصلاح شد جناب معذرت بابت اون اشکال تشریف بیارین[گل]

هــــــــــــــــــــــی تو تونظرات من واسه چی رفتی؟؟؟؟!!!!!!!!![عصبانی][ابرو]

مسافر

چقدرررررررررررر دلم برای نوشته هات تنگ شده بود خیلی شعر قشنگی بود خدا نکنه تو کلاس عاشقی سیب های حرام قسمتت باشد سال نو خوبی داشته باشی

توانایی نشونت بدم که![ابرو] حالا باز حرفای منو به خودم میگی؟[ابرو][عینک] -------------- [نیشخند]

شعیب صفری

درووووود آقا[گل]

شعیب صفری

با یه آپ جدید درخدمتم

شعیب صفری

[گل]

زهره

ما منتظر آپتون هستیم هیجا نمیریم همینجا هستیم[نیشخند]